یکشنبه شانزدهم تیر 1387
حيفم اومد اين يكي را هم نذارم:(ادامه مطلب را هم حتماً بخوانيد)
یک شرکت ارائه دهنده اینترنت (ISP) در مالزی اعلام کرد که به کاربران خود پهنای باند با خطوط پر سرعت 224 مگابیت برثانیه را با قیمت تنها 58/1 دلار در ماه ( حدود 1500 تومان ) عرضه می کند.این ISP برای اجرای پروژه این فناوری که BPL نام دارد 14 میلیون دلار هزینه کرده و قرار است 400 هزار مسجد و 60 میلیون کاربر را در سراسر مالزی به خطوط پر سرعت این پهنای باند مجهز کند. با اجرای این پروژه مالزی اولین کشوری خواهد شد که به بیشترین تعداد کاربر این خدمات را عرضه می کند. در حقیقت در حال حاضر گوگل در تکزاس به حدود دو میلیون کاربر پهنای باند با این سرعت را ارائه می کند و در سال 2007 نیز پروژه Corinex BPL محصول IBM در آمریکا اینترنت با سرعت 224 مگابیت بر ثانیه را در اختیار حدود 15 میلیون کاربر گذاشت .
ادامه مطلب
یک شرکت ارائه دهنده اینترنت (ISP) در مالزی اعلام کرد که به کاربران خود پهنای باند با خطوط پر سرعت 224 مگابیت برثانیه را با قیمت تنها 58/1 دلار در ماه ( حدود 1500 تومان ) عرضه می کند.این ISP برای اجرای پروژه این فناوری که BPL نام دارد 14 میلیون دلار هزینه کرده و قرار است 400 هزار مسجد و 60 میلیون کاربر را در سراسر مالزی به خطوط پر سرعت این پهنای باند مجهز کند. با اجرای این پروژه مالزی اولین کشوری خواهد شد که به بیشترین تعداد کاربر این خدمات را عرضه می کند. در حقیقت در حال حاضر گوگل در تکزاس به حدود دو میلیون کاربر پهنای باند با این سرعت را ارائه می کند و در سال 2007 نیز پروژه Corinex BPL محصول IBM در آمریکا اینترنت با سرعت 224 مگابیت بر ثانیه را در اختیار حدود 15 میلیون کاربر گذاشت .
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ميثم شايگان در ساعت 15:34 | لینک
|
یکشنبه شانزدهم تیر 1387
اين مطلب و مطلب قبلي از مجله الكترونيكي روزانه عيناً نقل شده اند.(كپي رايت هنوز زنده است!)
ادامه مطلب
I dreamed , I had
an interview with god
خواب ديدم .در خواب با خدا گفتگويي داشتم
God asked
خدا گفت
So you would like to interview me
پس مي خواهي با من گفتگو کني؟
I said ,If you have the time
گفتم اگر وقت داشته باشيد.
God smiled
خدا لبخند زد
My time is eternity
وقت من ابدي است.
What questions do you have in mind for me
چه سوالاتي در ذهن داري که مي خواهي از من بپرسي؟
What surprises you most about human kind
چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي کند؟
خواب ديدم .در خواب با خدا گفتگويي داشتم
God asked
خدا گفت
So you would like to interview me
پس مي خواهي با من گفتگو کني؟
I said ,If you have the time
گفتم اگر وقت داشته باشيد.
God smiled
خدا لبخند زد
My time is eternity
وقت من ابدي است.
What questions do you have in mind for me
چه سوالاتي در ذهن داري که مي خواهي از من بپرسي؟
What surprises you most about human kind
چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي کند؟
(ادامه مطلب را هم حتماً بخوانيد)
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ميثم شايگان در ساعت 15:31 | لینک
|
یکشنبه شانزدهم تیر 1387
مطالبي که مي خونيد مکالمات
تلفني واقعي ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره
مايکروسافت در انگلستان هست.
1
مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد...
2
مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...
مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد ...
3
مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
4
مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و ...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!
5
مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...
6
مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...
مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.
7
مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خريده.
8
مرکز : و الآن F8 رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه.
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...
9
مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
مشتري : باشه.
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه ... اون يکي کار مي کنه!
10
مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟
11
يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.
12
مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer
13
مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!
14
مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟
15
مرکز : چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟
1
مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد...
2
مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...
مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد ...
3
مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
4
مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و ...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!
5
مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...
6
مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...
مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.
7
مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خريده.
8
مرکز : و الآن F8 رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه.
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...
9
مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
مشتري : باشه.
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه ... اون يکي کار مي کنه!
10
مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟
11
يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.
12
مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer
13
مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!
14
مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟
15
مرکز : چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟
نوشته شده توسط ميثم شايگان در ساعت 15:21 | لینک
|
یکشنبه شانزدهم تیر 1387
باز هم مثل هميشه با كلي تأخير شروع به نوشتن كردم. هيچ وقت فكر نمي كردم كه امسال اين همه وقت كم بيارم، ولي چه كنم كه يك روز فقط 24 ساعته!
چند شب پيش فيلمي ديدم كه حيفم اومد مطلبي راجع بهش ننويسم(حتماً ميگيد كه تو كه فقط نداشتي چطور فيلم ديدي؟ در جواب بايد بگم كه گاهي اوقات اسم يك فيلم واقعاً آدمو وسوسه ميكنه).
مزرعه حيوانات اقتباسي از كتابي به همين نام از جرج اورول است كه احياناً شايد خونده باشيد. نمي دونم چرا ديگه كيبورد بيشتر از اين كمك نميكنه كه بنويسم، شايدم ديگه توضيح بيشتري ندم بهتر باشه. فقط وقتي اين فيلمو ديدم خيلي دلم واسه هممون سوخت! فقط حتماً اين كارتون جالبو ببينيد و به به بقيه هم توصيه كنيد. شايد بعد از ديدن محيطش واستون آشنا باشه.
...
چند شب پيش فيلمي ديدم كه حيفم اومد مطلبي راجع بهش ننويسم(حتماً ميگيد كه تو كه فقط نداشتي چطور فيلم ديدي؟ در جواب بايد بگم كه گاهي اوقات اسم يك فيلم واقعاً آدمو وسوسه ميكنه).
مزرعه حيوانات اقتباسي از كتابي به همين نام از جرج اورول است كه احياناً شايد خونده باشيد. نمي دونم چرا ديگه كيبورد بيشتر از اين كمك نميكنه كه بنويسم، شايدم ديگه توضيح بيشتري ندم بهتر باشه. فقط وقتي اين فيلمو ديدم خيلي دلم واسه هممون سوخت! فقط حتماً اين كارتون جالبو ببينيد و به به بقيه هم توصيه كنيد. شايد بعد از ديدن محيطش واستون آشنا باشه.
...
نوشته شده توسط ميثم شايگان در ساعت 1:14 | لینک
|
چهارشنبه پنجم تیر 1387
وقتي داشتم براي اولين بار مطلب مي نوشتم به خودم گفتم كه بايد آهسته و پيوسته ادامه بدم. ولي امان از اين گرفتاري ها و امتحانات و ... (البته امتحانات فقط يك بهانه است وگرنه كيه كه درس بخونه!).
به هر تقدير دوباره دارم مي نويسم، منتها با يك سبك و سياق جديدتر. اين دفعه مي خواهم در كنار سوژه هاي موجود تجربيات روزانه خودم را هم در وبلاگ قرار دهم. تجربيات اينترنتي مثل سايت هايي كه رفتم، فايل هايي كه دانلود مي كنم و هر چيزي كه بدرد بخور باشه.
تا يادم نرفته انجمن (NGO) هم بعد از يك وقفه كوتاه دوباره شروع به كار كرد. خبرهاي تكميلي در شب هاي بعد منتشر خواهد شد!
به هر تقدير دوباره دارم مي نويسم، منتها با يك سبك و سياق جديدتر. اين دفعه مي خواهم در كنار سوژه هاي موجود تجربيات روزانه خودم را هم در وبلاگ قرار دهم. تجربيات اينترنتي مثل سايت هايي كه رفتم، فايل هايي كه دانلود مي كنم و هر چيزي كه بدرد بخور باشه.
تا يادم نرفته انجمن (NGO) هم بعد از يك وقفه كوتاه دوباره شروع به كار كرد. خبرهاي تكميلي در شب هاي بعد منتشر خواهد شد!
نوشته شده توسط ميثم شايگان در ساعت 0:54 | لینک
|
